۰

نگاهی به شهرسازی منظر

نگاهی به شهرسازی منظر (Landscape Urbanism)

گراهام لیوسی : (Graham Livesey)

ترجمه : رضا طهماسبی (ورودی معماری ۵۲) rztahmasbi@gmail.com

منبع : مجله معمار کانادا (Canadian Architect-November 2009)

پروژه‌ها و رویکردهای نوین به شهرسازی منظر سبب می‌شود تا طراحان، همبستگی اکولوژی (Ecology)، معماری و آینده فضاهای عمومی را به درستی دریابند.

باززنده سازی تالاب و مسیلی که تنها بخش کوچکی از پارک پهناور و بسیار مجهز دریاچه‌ی آنتاریو (Ontario Lake) را در بر می‌گیرد، چشم‌انداز طبیعی باز تعریف شده‌ای است که از تورنتو به سمت شرق گسترش یافته است.

جنبش شهرسازی منظر به دنبال برگزاری سمپوزیوم و نمایشگاه شهرسازی منظر شیکاگو در آوریل ۱۹۹۷ (Landscape Urbanism Symposium and Exhibition) با هماهنگی چارلز والدهایم (Charles Waldheim) پا به عرصه ظهور نهاد. با در نظر گرفتن سابقه فعالیت‌های عناصر کلیدی جنبش، رویداد فوق را می‌توان به منزله اعلام موجودیت یک گروه نسبتاً منسجم از نظریه‌پردازان، طراحان و طرفداران شهرسازی منظر تلقی کرد؛ این گروه متشکل از اعضای زیر بود: جیمز کرنر (James Corner)، استن آلن (Stan Allen)، شرکت هلندی وست هشت (West 8) با همکاری ادریان گیوز (Adriaan Geuze)، اُ ام اِی (The Office of Metropolitan Architecture-OMA) و اُ اف اِی – (Foreign Office Architects-OFA). با آن که مراکز علمی و نهادهایی همچون دانشگاه پنسیلوانیا و انجمن‌های معماران لندن و تورنتو جنبش را به نحو گسترده‌ای مورد توجه قرار دادند، نمی‌توان آنها را خاستگاه بهترین مثال‌های این عرصه دانست. برگزاری مسابقه پر اهمیت طراحی پارک لاویلت (Parc de la Villette) پاریس – سال ۱۹۸۹- تاثیر بسیار زیادی بر شکل‌گیری جنبش داشت و طرح تأثیرگذار برناد شومی برندۀ این مسابقات شد؛ اما شاید بتوان گفت که طرح ارائه شده توسط رم کولهاس و اُ ام اِی (که دیدگاه‌های بر انگیزنده‌ای دربارۀ سازماندهی عملکردها و فضاهای باز داشت) از قدرت تأثیرگذاری بسیار بیشتری برخوردار بود. اینک می‌خواهیم ببینیم نظریه‌های حامی جنبش کدامند و طرفداران آن تاکنون چه دستاوردهایی داشته‌اند.

در ابتدا به طور خلاصه نظرات جیمز کرنر و شرکت تابعه وی Field Operations را بررسی می‌کنیم. کرنر به عنوان یک معمار منظر (Landscape architect)، در عرصه شهرسازی منظر نیز عنصری کلیدی به شمار می‌آید. از این رو مروری بر نوشته وی با عنوان “شهرسازی منظر” نقطه آغاز مناسبی برای ورود به موضوع مورد بحث خواهد بود. وی در آغاز سخن یادآور می‌شود: این نظم نوین در نتیجه ادغام هیبرید (Hybrid merger) منظر (که به عنوان یک ماهیت فراگیر فرهنگی شناخته می‌شود) و شهرسازی حاصل شده است.  شهرسازی منظر رویکردی است میان رشته‌ای (Interdisciplinary) که از جنبه نظری گستره وسیعی از نظام‌هایی هم چون معماری منظر، طراحی شهری، اکولوژی منظر، مهندسی و غیره را به یکدیگر پیوند می‌دهد. علاوه بر آن، پرداختن به موضوعات و شرایط پرچالش بی‌شماری که شهرهای امروز با آن روبرو هستند را نیز در دستور کار خود قرار داده است. بنابر استدلال وی، این رویکرد به جای روش (style)، فرایند (process) را در مرکز توجه قرار می‌دهد. او معتقد است که «شهرسازی منظر به عدم قطعیت (Indeterminacy)، تغییر پذیری- (Open endedness)، ادغام و تعامل بین رشته‌ای (Cross-disciplinarity) رویکردی سازنده دارد.» به طور کلی، فعالان این عرصه مرجعیت انحصاری را، از هر نوع، برنمی‌تابند.

کرنر در مقاله بیانیه مانند خود پنج موضوع کلی را که شهرسازی منظر از نظر عملی توصیف می‌کنند به شرح زیر بیان می‌کند: گستردگی در سطح (horizontality)، زیرساخت‌ها (infrastructures)، اشکال فرایند (forms of process)، تکنیک‌ها (techniques) و اکولوژی. او در بحث خود، گستردگی در سطح را عاملی می‌شمارد که امکان پرسه زدن (roaming)، برقراری ارتباط (connecting)، مناسبات مشترک داشتن (interrelating)،  گرد هم آمدن (assembling) و حرکت را به حداکثر می‌رساند و به تفاوت‌ها نیز فرصت به هم آمیختن و پر بار شدن می‌دهد. در این نوشته، با تأکید بر زمین به عنوان سطح، به حوزۀ اکولوژی منظر نیز اشاراتی شده است. مورد توجه قراردادن سیستم‌های زیربنایی شهری (urban infrastructure systems) شامل شبکه‌های حمل و نقل (transportation network)، تسهیلات شهری (utilities)، آئین‌نامه‌ها (code systems) و …. جزو دستاوردهای با ارزش جنبش است. کرنر در تشریح نقش این مشاور حرفه‌ای فرایندگرای نوین، به رویکردی مبتنی بر همکاری جمعی و در تقابل با فردگرایی اشاره می‌کند که در آن، مجموعه کاملی از تکنیک‌های طراحی (از نقشه‌کشی تا ترسیم نمودار) به خدمت گرفته می‌شوند. به نظر می‌رسد مهم‌ترین وجه این رویکرد بازشناخت نقش حیاتی اکولوژی در طراحی است؛ امری که ناشی از آشنایی کرنر با کارهای معمار منظر و بوم‌شناس برجسته یان مک هارگ (Ian Mcharg) و نیز ارتباط وی با بوم‌شناس منظر شناخته‌ شده‌ای همچون ریچارد تی‌ تی فورمن (Richard T.T Forman) است. به طور خلاصه می‌توان گفت کرنر و همکارانش در جنبش شهرسازی منظر، طرفدار فرآیندهای طراحی ترکیبی و نیز تعامل بوم‌شناسی و شهرسازی معاصر هستند. بنابر عقیده والد هایم که همواره در زمره منتقدان شناخته شده جنبش بوده است، شهرسازی منظر در تعامل با «نوسازی» شهر پسا صنعتی یا معاصر است. او در کتاب “مجموعه مقالات شهرسازی منظر” (The Landscape Urbanism Reader) می‌گوید:

«کرنر در پروژه‌های نمونه‌وار دانز ویو (Downsview) که حاصل همکاری با استن آلن و فِرِش کیلز (Fresh Kills) است، با گردآوری و هماهنگ سازی مضامین کاملاً متنوع و بالقوه نامتجانس، کارهای سنجیده‌ای از شهرسازی منظر را به نمایش می‌گذارد. شاخص و الگوی عملی فعلی برای انجام پروژه‌هایی از این دست، تهیه نمودارهایی با جزئیات کامل در خصوص برنامه زمان‌بندی، محل زندگی جانوران، کاشت درختان جایگزین و سیستم آبیاری آنها، و نیز سیستم‌های برنامه‌سازی و برنامه‌ریزی می‌باشد. با آن که در ابتدای امر اطلاعات نمودارهای یاد شدۀ بالا همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار می دهند، اما به درک پیچیدگی های بی شمار کارهایی در این مقیاس کمک میکنند. درهم تنیدگی پیچیده ی اکولوژی طبیعی با لایه های اجتماعی فرهنگی و زیربنایی شهر امروزین، از جذابیت ویژه‌ای برخوردار است.»

درست است که نظریه‌ها و بسیاری از نخستین طرح‌های شهرسازی منظر از توانایی تأثیرگذاری بالایی برخوردار هستند، اما مروری بر پروژه هایی که در طول دهه گذشته تحت عنوان شهرسازی منظر تهیه شده‌اند، نشان می‌دهد که شهرسازی منظر با فرو رفتن در ورطه ی گذشته ی طراحی پارک‌های بزرگ (grand park)، به طور کامل در خارج از چارچوب تاریخی طراحی شهری قرار گرفته است. علاوه بر آن، در بسیاری از پروژه‌های قابل توجهی که به وسیلۀ شهرسازان منظر تهیه شده اند، با وجود ادعا برای نوسازی شهر معاصر، گرایش به سمت زمین های سوخته و متروک مناطق کاملاً دور افتادۀ شهر بوده است. -به عنوان مثال: پارک دانزویو در حومۀ تورنتو و یا محوطه فِرِش کیلز در استیتن آیلند (Staten Island) – این امر از یک سو به ایجاد پارک‌های وسیع، و از سوی دیگر به محوطه‌سازی‌های نسبتاً معمولی و منفصل زمین‌هایی که به طور معمول در کناره آب قرار دارند انجامیده است. از یک دیدگاه رسمی، قابل قبول‌ترین پروژه‌های شهرسازی منظر، طرح‌های تکمیل شده ترمینال بندر یوکوهاما (Yokohama International Port Terminal) و پارک ساحلی جنوب شرقی بارسلون (The South East Coastal Park in Barcelona) (اف اُ اِی)، و نیز طرح تازه به اتمام رسیدۀ پارک مجسمه المپیک در سیاتل (Olympic Sculpture Park in Seattle) کار دفتر معماری ویس/ مانفردی (Weiss/Manfredi Architects) هستند. طرح‌های اف اُ اِی پیچیدگی توپوگرافی معنی داری را به نمایش می‌گذارند؛ این در حالی است که پارک سیاتل با ادغام مجموعه ی پیچیده‌ای از عوامل میدانی و حفظ تعداد قابل توجهی مجسمه، بازتابی از زیست بوم‌های متنوع محلی را به نمایش می‌گذارد.

آن چه در شهرسازی منظر مورد توجه قرار نمی‌گیرد، بازبینی شهر براساس ملاحظات بوم شناسانه است؛ و بخش عمده کار در بهترین حالت جنبه آزمایشی دارد. تعداد کمی از پروژه‌ها از این قاعده مستثنی هستند و در تلاشند تا شهرسازی را به شیوه‌ای چشم‌گیر مورد توجه قرار دهند. به عنوان مثال: طرح‌های جالب توجه جیمز کرنر برای سبز کردن کامل بخش پایینی منهتن (Manhattan) در مسابقۀ طراحی مرکز تجارت جهانی با حمایت مالی نیویورک تایمز، طرح وست هشت برنده مسابقه پروژه مارکروک در مارکرمیر هلند (Markeroog(U-Meer,Markermeer,2006) project)، و طرح اِستن آلن برای پارک دروازه ی تای چونگ در تایوان (Taichung Gateway Park project in Taiwan). طرح‌های مشابه و بلند پروازانه تهیه شده توسط عواملی که ارتباط مستقیمی با شهرسازی منظر ندارند نیز بدین شرح است: طرح جامع مرکز شهر برادفورد (Bradford City Centre Master Plan) –سال ۲۰۰۳- از ویل آلساپ (Will Alsop) و چند طرح جالب توجه از دفتر طراحی مایل سورکین (Micheal Sorkin Studio) (تاریخ تهیه بعضی از این طرح‌ها اوائل دهه ۹۰ است).

 طرح Dominique Perrault برای مجتمع دانشگاهی دانشگاه زنان اِوها (Ewha Woman [sic] University Campus Centre) در سئول کره جنوبی نقطه آغازین تسلط بر گسترۀ کامل مفاهیم ضمنی مستتر در شهرسازی منظر به شمار می‌آید. این پروژه که در سال ۲۰۰۸ به اتمام رسید، با وجود عدم گسترد‌گی، چنان رابطه درونی مستحکمی بین محوطه‌سازی، معماری و شهرسازی برقرار ساخته است که مشابه آن در بسیاری از پروژه‌های طراحی پارک که در بالا بدان اشاره شد دیده نمی‌شود.

پردیس تازه به تمام رسیده دانشگاه زنان اِوها در سئول کره جنوبی که ضمن آفرینش چشم اندازی پویا برای دانشجویان، مراحل شش گانه مربوط به الزامات برنامه‌ریزی و دسترسی را در هم می‌آمیزد. این ساختمان که طرح آن از دومینیک پرو است، به شکل گذرگاهی است که از ورودی میدان اِوها شروع می‌شود و در مقابل سالن فایفر (Pfeiffer hall) به آخر می‌رسد.

گویا تورنتو به بستر مناسبی برای نشو و نمای شهرسازی منظر تبدیل شده است. این امر که تا اندازه‌ای متأثر از کارهای آموزشی چند سال قبل چارلز والدهایم در دانشگاه تورنتو است؛ به طور کلی ریشه در برگزاری مسابقه ی طراحی پارک دانز ویو (از شناخته‌ شده ترین رویدادها در زمینه ی مبانی شهرسازی منظر) در سال ۲۰۰۰ دارد. (برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به مجله معمار کانادا اکتبر ۲۰۰۰ و نوامبر ۲۰۰۳ مراجعه شود.) این پروژه که برنده مسابقه ی طراحی آن تیمی متشکل از او ام ای، دفتر طراحی بروس ما (Bruce Mau Design) و دفتر معماری آلیسن ورلند (Oleson Worland Architects) بود، در حال حاضر وضعیت مشخصی ندارد.

طرح ابتکاری نوار ساحلی تورنتو مجموعه‌ای از طرح‌های بلند پروازانه ی زیر است که توسط تعدادی از شرکت‌های طراحی مرتبط با شهرسازی منظر تهیه شده است: پروژه نوار ساحلی مرکزی از وست هشت با همکاری دی تی اِی اچ (DTAH)، پارک دریاچه اُنتاریو (Lake Ontario Park) از جیمز کرنر و فیلد اُپریشن، پارک دان ریور (Don River Park) از مایکل وان والبرگ و همکاران (Michael van Valkenburgh Associates) -با همکاری پلانینگ پارتنرشیپ (Planning Partnership) و کن گرینبرگ (Ken Greenberg)- لازم  به توضیح است که معماران منظر آمریکایی مایکل وان والبرگ و جورج هارگریوز (George Hargreaves) که پروژه‌های شهری بزرگ و قابل توجهی را طراحی کرده‌اند در زمینه ی تلاش‌های مربوط به شهرسازی منظر تا اندازه‌ای در حاشیه قرار دارند. مجموعه طرح‌های فوق‌الذکر پس از تکمیل، ضمن کمک به ایجاد انسجام کلی و پیوستگی بخش عمده‌ای از نوار ساحلی تورنتو، بعضی از اکو سیستم‌های حیاتی آن را نیز حفظ کرد. اما این طرح‌ها در ارتباط با اتصال شهر به نوار ساحلی و یا در پاسخ به بسیاری از مسائل زیست محیطی بزرگتری که شهرهای امروزین با آنها روبرو هستند، متأسفانه کار زیادی انجام نمی‌دهد.

آیا شهرسازی منظر روش کار تازه‌ای آفریده است؟ پاسخ کوتاه به این سوال منفی است. در مجموع باید گفت اگر شهرسازی منظر رویکرد به سیاست‌های بین رشته‌ای را به نحو جدی‌تری مورد توجه قرار دهد، از قدرت تاثیرگذاری بیشتری برخوردار خواهد شد. علاوه بر آن، واقعیت این است که جنبش شهرسازی منظر می‌بایست با گذر از باریک‌بینی‌های معماری منظر، به موضوع شهرسازی با همه ابعاد پیچیده‌اش بپردازد. در شهرسازی منظر نیز همچون جنبش باغ – شهر (Garden City Movement) دوگانگی بین حاشیه (country) و شهر (town) یا به گفته ی والدهایم، طبیعی (natural) و زیرساختی (infrastructural) به طور قابل توجهی حل نشده باقی مانده است. بدون شک، این جنبش با طرح‌های برانگیزاننده‌اش که آمیزه‌ای است از منظر، فرآیند‌های دیجیتال، بوم‌شناسی و آرای گوناگونِ بر گرفته از فلسفه جدید، به طراحی منظر جان تازه‌ای بخشیده است. تلاش‌های انجام گرفته از سوی برخی از شهرسازان منظر در به کارگیری راهبردهای طراحی بالقوه‌ای که در التزام با اکولوژی منظر هستند نیز دستاورد بزرگی محسوب می‌شود.

راهبردهای کاشت درازمدت مبتنی بر استفاده از داربست (scaffolded) ایده مطلوبی است؛ که به طرز گسترده‌ای در طرحی که برنده مسابقه طراحی پارک دانزویو شد مورد استفاده قرار گرفته است. تأکید بر زمین به مثابه منزلگاهی که به آینده اختصاص دارد، شرایط شکل‌گیری یک طرح کلی جاری در زمان (به جای وضع موجود که ترکیبی تصویرگونه و ایستا دارد) را فراهم می‌سازد. با آن که شهرسازان منظر به درستی شکست بسیاری از پروژه‌های اخیر برنامه‌ریزی شهری را به باد انتقاد می‌گیرند؛ اما در عمل جایگزینی که جوابگوی همه پیچیدگی‌های شهر امروز باشد را پیشنهاد نمی‌کنند. این امر یادآور مفهوم پارک بزرگ (Large Park) است؛ مقوله‌ای تاریخی که این جنبش به راحتی در آن می‌گنجد، همان سنتی که سابقه آن دست کم به پارک مرکزی (Central Park) نیویورک و حتی پیش‌تر از آن به پارک‌های سلطنتی لندن (London royal parks) و سنت پارک زیبا (picturesque park) در قرن هجدهم می‌رسد.

شهرسازی منظر با تأکید بر اکولوژی منظر، با دیدگاه‌های گالن کرانز (Galen Cranz) و مایکل بالند (Michael Boland) در زمینه ی گونه شناسی جدید پارک که در اوائل دهه هشتاد به نام پارک پایدار (sustainable park) مطرح شد و تأکید زیادی بر اکولوژی دارد، در یک راستا قرار می‌گیرد. بنا به نوشته کرانز و بلند در مجله Landscape Journal سال ۲۰۰۴، مشخصات نوع جدید شامل «استفاده از گیاهان بومی، بازسازی نهرها یا سایر سیستم‌های طبیعی، زیستگاه حیات‌وحش، ادغام فن‌آوری‌های مقتضی با زیرساخت‌ها، بازیافت، و نیز عملیات ساخت و نگهداری پایدار است. سیاست‌های هم پیوند با این گونه ی جدید پارک، شامل خودکفایی منابع و ادغام در سیستم‌های شهری بزرگتر است؛ چالش‌های آن نیز دربرگیرنده مسائل مربوط به زیرساخت، بازیابی زمین، بهداشت و از خود بیگانگی است. کرانز و بلند، تعدادی از پارک‌های اخیر از جمله برخی از پروژه‌های شهرسازی منظر را که در مقوله ی گونه‌شناسی جدید می‌گنجند شناسایی کرده‌اند.

پرسپکتیو و مدل کامپیوتری پارک جدید دروازه تای چونگ (Taichung Gateway Park) در تایوان، کاری از مهندسان مشاور استن آلن.

نمایی از پارک دریاچه آنتاریو در تورنتو، کاری از جیمز کرنر- شرکت فیلد اپریشن.

آن چه را که طرفداران شهرسازی منظر در مرکز توجه خود قرار می‌دهند، جایگزینی فرآیند با شکل و نیز تلاش برای یافتن راه حل‌های مختلط برای مسائل پیچیده است. به زمین، این آوردگاه فعالیت، تعهدی همیشگی وجود دارد؛ تعهد در به میدان آوردن اکولوژی، و طراحی زیر ساخت به عنوان وسیله‌ای برای تهیه پروژه‌های غیر قطعی، و یا تلاش برای پذیرش تغییر. این حرکت در مقایسه با تلاش‌های از نفس افتاده ی جنبش شهرسازی جدید، با طراوت به نظر می‌رسد. با اینهمه، شهرسازی منظر در بیشتر موارد تنها با آثار نظری کرنر، آلن و سایرین شناخته می‌شود و در عمل چندان متقاعد کننده نیست. بسیاری از نمونه طرح‌های شهرسازی منظر را همان طرح‌های تغییر شکل یافته معماری منظر و یا پارک‌های بزرگ تشکیل می‌دهند؛ که در آن‌ها بر امکانات برنامه‌ریزی جدید (ورزش‌های پرمخاطره، اسکیت و غیره) و مداخله کامپیوتری در عوارض طبیعی زمین تأکید شده است. اصول فکری شهرسازی منظر (به ویژه بخش مربوط به ادغام اکولوژی و شهرسازی) ضرورتی انکار ناپذیر یافته است. اما همان طور که در بالا گفته شد، این جنبش با وجود دست‌یابی به اهداف بخش منظر، در بخش شهرسازی دستاوردی نداشته است.

معاون آموزشی – معماری و دانشیار دانشکده طراحی محیط زیست دانشگاه کلگری

Faculty of Environmental Design – University of Calgary

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

8,119 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

فارسی سازی قالب تم وردپرس