مدرسۀ صنایع مستظرفه که به دست کمال الملک احداث شده بود مقدمۀ تأسیس هنرکدۀ دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۹ هجری شمسی شد که از سال ۱۳۲۸ “دانشکدۀ هنرهای زیبا” نامیده شده است. در اول مهر ماه ۱۳۱۷ مدرسه عالی معماری در وزارت پیشه و هنر در محل مدرسه عالی کمال‌الملک به ریاست ابوالحسن صدیقی تأسیس شد. این دانشکده در بدو تأسیس دارای رشته های معماری، نقاشی و مجسمه سازی بود و در یکی از سالن­های مؤسسۀ صنایع ظریفه (محل کنونی سازمان برنامه و بودجه) روبروی مجلس شورای ملی افتتاح شد. استادان این دوره کسانی چون مهندس محسن فروغی، رولاند دوبرول، مهندس طاهرزاده بهزاد برادر حسین طاهرزاده بهزاد بودند که معماری تدریس می­کردند. دکتر بهرامی تاریخ هنر و غلامرضا شیخ از شاگردان کمال الملک نقاشی درس می­دادند. درس مجسمه ­سازی هم تحت نظر رفیع حالتی، از شاگردان کمال­ الملک قرار داشت. وی بعدها در تئاتر نیز به فعالیت پرداخت. در سال دوم به علت تنگی جا، مکان دانشکده به مدرسۀ ایران و آلمان در انتهای خیابان سوم اسفند (سرگرد سخایی کنونی) منتقل شد و در آن اتاق­هایی را به دانشکدۀ معماری اختصاص دادند.

در پایان سال دوم این دانشکده منحل شد و به جای آن هنرکدۀ معماری با سه رشتۀ معماری، نقاشی و مجسمه ­سازی در مدرسۀ مروی افتتاح شد ( ۱۳۱۹ هجری شمسی).

نکتۀ گفتنی اینکه اسماعیل مرآت وزیر معارف وقت (۱۳۱۸هجری شمسی) برای تشکیل هنرکده­ از عده  ای صاحب نظر دعوت به عمل آورد تا دربارۀ تشکیل هنرکده مذاکراتی صورت گیرد. این افراد از معماران، نقاشان و مجسمه­ سازان و صاحب­ نظران نامی آن روزگار همچون آندره گدار فرانسوی، مهندس محسن فروغی، محمدعلی حیدریان (از شاگردان پیشین کمال­ الملک)، محسن مقدم، ابوالحسن صدیقی، رولاند دوبرول، ماکسیم سیرو، خان بابا بیانی، خاچیک پابلویان، غلام­رضا عبادی، الکساندر موزر، اسداله قهرمان­پور و …  بودند.

در این مذاکرات مقرر شد که آندره گدار فرانسوی ریاست افتخاری دانشکده را داشته باشد ولی چون ایشان ملیت ایرانی نداشتند نمی­توانستند رئیس دانشکده باشند. از این جهت بود که مهندس محسن فروغی را به این سمت برگزیدند. برای تشکیل دانشکده، یکصد هزار ریال اعتبار سالانه تعیین شد و مدرسۀ مروی (از بناهای دورۀ فتحعلی شاه) در اختیار دانشکده قرار گرفت. در آن زمان در مدرسۀ مروی که پشت مسجد سپهسالار قرار داشت، طلاب علوم دینی مشغول تحصیل بودند و طبیعتاً انتخاب این مدرسه برای دانشکده ­ای چون هنرکدۀ معماری چندان مناسب و مطلوب به­ نظر نمی­رسید.

بهر تقدیر هنرکدۀ معماری به مدت دو سال در مدرسۀ مروی تشکیل شد. فکر تشکیل آن از سوی وزارت معارف با این هدف بود که می­خواستند یک مؤسسۀ فرهنگی- هنری که همتای مؤسسات هنری فرنگ باشد، تأسیس کنند. از این رو، این هنرکده را با الگوبرداری از مدرسۀ عالی هنرهای زیبای پاریس ایجاد کردند. بخصوص که در آن ایام دانشگاه تهران تازه شکل گرفته بود و از دانشکدۀ هنر در آن خبری نبود. از اینرو چندی بعد هنرکده­ طبق تصویب ­نامه ­ای به دانشگاه تهران واگذار گردید.

طبق فصل دوم اساسنامۀ هنرکده، مدت آموزشی آن به دو دوره تقسیم می­شد: دورۀ نخستین مشتمل بر آموزش­های نظری و دورۀ دوم آموزش عملی بود. مدت دورۀ نخستین دو سال و شامل آموزش­های لازم برای پرورش فکری- هنری و عملی معماران، نقاشان و حجّاران (مجسمه سازان) بود. در این دوره هنرجویان برای تحصیلات عالی معماری، نقاشی، حجاری آماده می­شدند. ارتقاء از این دوره به دورۀ دوم با گذارندن امتحان مربوطه انجام می­گرفت.

دورۀ دوم شامل تحصیلات عالی معماری، نقاشی و مجسمه ­سازی بود. مدت تحصیلات این دوره محدودیت نداشت ولی در هر حال کمتر از دو سال را در بر نمی­گرفت و بستگی تام به استعداد و کوشش هنرجویان داشت. در این دوره امتحان به ­عمل نمی ­آمد ولی هنرجویان باید به تدریج در مسابقه ­هایی شرکت می­جستند و امتیاز دریافت می­کردند. پس از آن ­که هنرجویان طبق آئین ­نامۀ تحصیلات دوره ­های لازم را طی می­کردند و امتیاز کافی به ­دست می ­آوردند، می­توانستند تقاضای شرکت در پروژه­ نهایی نمایند و با موافقت شورای هنرکده به تهیه آن مشغول شوند. شورای عالی هنرکده سالی دو بار (مهر و فروردین) برای قضاوت در طرح­های نهایی تشکیل می­شد. هنرجویانی که طرح آن­ها در شورا پذیرفته می شد فارغ­ التحصیل هنرکده شناخته می­شدند و می­توانستند از عنوان مهندس معمار یا نقاش و یا مجسمه ­ساز استفاده کنند و به دریافت دانشنامه مربوطه نائل می­شدند. ارزش تحصیلات فارغ التحصیلان رشتۀ معماری، کارشناسی ارشد و فارغ­ التحصیل­ های نقاشی و مجسمه ­سازی کارشناسی بود. اساس­نامۀ هنرکده طبق ۱۰ ماده در یکصد و بیست و سومین جلسۀ شورای عالی دانشگاه و به ریاست دکتر علی ­اکبر سیاسی در مورخ سوم مهرماه ۱۳۲۲ هجری شمسی تصویب و به اجرا گذاشته شد.

آندره گدار برای تدریس در هنرکده، عده ­ای از مهندسان معمار فرانسوی را که در شرکت « سنتاب» به طراحی و اجرای ساختمان­های دانشگاه تهران مشغول بودند، دعوت به ­کار کرد. این مهندسان عبارت بودند از ماکسیم سیرو، دوبرول، موزر( سوئیسی الاصل) و خاچیک پابلویان. مهندس محسن فروغی نیز در این شرکت کار می­کرد. او نیز با کمک اسماعیل مرآت شماری از استادان مدرسۀ پیشه و هنر را به تدریس دعوت کرد. افرادی چون ابوالحسن صدیقی، علی­محمد حیدریان، حسنعلی وزیری، غلامرضا عبادی، محسن مقدم دعوت شدند ولی حسنعلی وزیری این دعوت را نپذیرفت. اسدالله قهرمان­پور برای امور اداری هنرکده برگزیده شد. برنامۀ دروس معماری را دوبرول و نقاشی و مجسمه ­سازی را صدیقی بر پایۀ برنامه ­ریزی آموزشی مدرسۀ هنرهای زیبای پاریس طرح ریزی کردند. صدیقی در این برنامه ­ریزی ­ها با گدار اختلاف سلیقه پیدا کرد و خود را کنار کشید. ظاهرا مبنای اختلاف هم الگوبرداری یک جهته از مدرسۀ هنرهای زیبای پاریس بود که با طبع صدیقی چندان سازگار نبود. چون اعتقاد داشت در این برنامه­ ریزی­ ها باید از تجارب سایر ممالک اروپایی هم بهره گرفت. حیدریان و صدیقی از شاگردان مدرسۀ کمال الملک بودند و عبادی و مقدم هم از مدرسۀ هنرهای زیبای پاریس و مدرسۀ تاریخ هنر لوور پاریس فارغ التحصیل شده بودند. معلم دیگر رشتۀ نقاشی خانم مارتین آشوت امین فر فارغ ­التحصیل مدرسۀ هنرهای تزئینی پاریس بود که همسر ایرانی داشت و طراحی تزئینی را تدریس می­کرد.

هنرکده پس از دو سال به ساختمان جدید دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران منتقل شد و زیر نظر دانشگاه تهران قرار گرفت. در اینجا هنرکده فقط دارای دو اتاق بود که ظاهرا برای آزمایشگاه الکتریسیته ساخته شده بود و بدون استفاده مانده بود. هنرکدۀ مذکور به موجب قانون ۲۹ فروردین ۱۳۲۸ و با تصویب مجلس شورای ملی با نام جدید دانشکدۀ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران به کار خود ادامه داد. فعالیت هنرکده در محل دانشکدۀ فنی دو سال به طول انجامید تا اینکه بنای دانشکدۀ هنرهای زیبا با نظارت مهندس دوبرول و فروغی به اتمام رسید و دانشجویان به دانشکدۀ فعلی نقل ­مکان کردند.

در خاطرات دکتر سیاسی آمده است: “در‌ جـنوب‌ شـرقی دانشگاه قطعه زمین وسیعی بـالغ بـر ده هـزار متر وجود داشت‌ در طرح اولیه‌ آنرا‌ برای‌ عملیات ورزش و میدان فوتبال در نظر گرفته بودند در این عصر همایون‌ که‌ ورزشگاه بزرگ امجدیه تـشکیل شـده بـرحسب امر ایشان وزیر معارف وقت (مرحوم‌ اسماعیل مرآت) آن زمـین را‌ مـحل‌ بنای عظیمی به منظور تأسیس یک دانشکدۀ ششمین (هنرهای زیبا) قرار دادند‌. آن‌ دانشکده در این عصر همایون ساخته و پرداخـته‌ گـردید‌ و هـنرمندان‌‌ فنون مختلفه صنایع ظریفه در آنجا به‌ هنر‌ آموزی و دانش اندوزی مـشغول هستند و همه ساله‌ دانش آموختگان به خدمت جامعه وارد‌ میشوند‌.”

در شهریورماه ۱۳۲۸ یکی از کارگاه‌های دانشکده واقع در جنوب شرقی دانشگاه مورد استفاده قرار گرفت و یک سال بعد بنای دیگری نظیر آن آماده و به شعبه معماری اختصاص یافت. در بنای قبلی قسمت اداری و کتابخانه و کلاس‌های درس و شعبه نقاشی مستقر گردیدند. از آن پس، به تدریج و با تکمیل عملیات ساختمانی، بخش های دیگر نظیر آتلیه های معماری، آتلیه نقاشی، کارگاه مجسمه سازی، سالن قضاوت و نمایشگاه، کلاس های نظری، بخش های اداری و سالن آمفی تئاتر، دانشکده توسعه یافت. آخرین بخش، یعنی کتابخانه و کلاس های مربوط به گروه موسیقی و تئاتر، روز چهارشنبه ۳۰ آذر ماه  ۱۳۴۵ هجری شمسی افتتاح شد.

با تصمیم وزارت فرهنگ برای تأسیس هنرکده، در سال ۱۳۱۹، آندره گدار برای برنامه‌ریزی راه‌اندازی و سپس سرپرستی هنرکده منصوب شد. در سال ۱۳۳۱ به دنبال استعفای آندره‌گدار و بازگشت او به پاریس، محسن فروغی به عنوان اولین رئیس ایرانی دانشکدۀ هنرهای زیبا انتخاب شد و تا سال ۱۳۴۱ در این سمت باقی ماند.

 روسای پردیس از بدو تاسیس تاکنون:

نام و نام خانوادگی رشته زمان شروع تصدی زمان پایان تصدی
آندره گدار باستان‌شناس ۱۳۱۹ ۱۳۳۲
محسن فروغی باستان‌شناس ۱۳۳۲ ۱۳۴۱
هوشنگ سیحون معمار ۱۳۴۱ ۱۳۴۸
محمد امین میر فندرسکی معمار ۱۳۴۸ ۱۳۵۰
مهدی کوثر معمار معمار ۱۳۵۰ ۱۳۵۷
محمد رضا لطفی موسیقیدان ۱۳۵۷ ۱۳۵۹
حبیب‌الله آیت الهی نقاش ۱۳۵۹ ۱۳۶۰
غلامحسین مجتهدزاده معمار ۱۳۶۰ ۱۳۶۲
مهدی چمران معمار ۱۳۶۲ ۱۳۶۶
محمد کاظم سیفیان معمار ۱۳۶۶ ۱۳۷۳
امیر حسین جبینی هنرهای نمایشی ۱۳۷۳ ۱۳۷۶
محمد کاظم سیفیان معمار ۱۳۷۶ ۱۳۸۰
محمد مهدی عزیزی شهرساز ۱۳۸۰ ۱۳۸۳
سید محسن حبیبی معمار- شهرساز ۱۳۸۳ ۱۳۸۸
محمد مهدی عزیزی شهرساز ۱۳۸۸ ۱۳۹۵
شاهین حیدری معمار ۱۳۹۵ ؟؟

دانشکدۀ هنرهای زیبا در دهه­ ی سی و چهل شمسی به سرعت رو به گسترش نهاد و رشته ­های جدیدی همراه با برنامه ­ریزی­ های وسیع آموزشی و پژوهشی تشکیل شد. این دانشکده در ادامۀ  فعالیت­های علمی خود دارای پنج گروه آموزشی شد.

۱-گروه آموزش معماری

۲-گروه آموزشی شهرسازی

۳-گروه آموزشی موسیقی

۴- گروه اموزش هنرهای تجسمی

۵- گروه آموزش هنرهای نمایشی

برنامۀ آموزشی دانشکدۀ هنرهای زیبا، در سال های اولیه تأسیس، برگرفته از برنامه آموزشی مدرسۀ “بوزار” پاریس در فرانسه بود که تأکید اصلی آن بر طراحی و راندوی پروژه های معماری با دست آزاد بوده است. در این روش، هر آتلیه به یک استاد تعلق داشت. دانشجویان از مبتدی و تازه وارد تا آنهایی که در مرحله پایان تحصیلات خود بودند، در آن ثبت نام کرده و  همگی با هم در آتليه حضور داشتند. به این ترتیب، دانشجویان سال های پایین تر، در ارتباط مستقیم با تمرین ها و تکلیف های دانشجویان سال بالایی قرار می گرفتند. استاد به تنهایی یا به همراه دستیاران خود، آتلیه را اداره می کرد. در این روش به فضاهای وسیعی برای استقرار و تمرین دانشجویانی که در سالهای مختلفی از تحصیل قرار گرفته اند، نیاز است. به عنوان نمونه برخی از آتلیه های معماری پردیس هنرهای زیبا، حدود ۳۸۰ تا ۴۰۰ متر مربع مساحت دارند.

نتیجه و محصول یک سال یا یک ترم تحصیل دانشجویان، تعداد زیادی نقشه و تابلوهایی با ابعاد وسیع بود که ارزیابی، قضاوت و ارایه آنها به فضاهای بزرگ جانبی نیاز داشت. طراحی فضاهایی وسیع برای آتلیه ها، سالن قضاوت، کارگاه های هنرهای تجسمی، کتابخانه، سالن اجتماعات و نظایر آن، در کنار کلاس های دروس نظری و تشکیلات اداری از نیازهای اصلی طراحی این مجموعه بوده است.

دانشکده هنرهای زیبا که با سه رشته معماری، نقاشی و مجسمه‌سازی آغاز به کار کرد، با گذشت نزدیک به هشتاد سال از تأسیس آن، اینک جایگاه ویژه‌ای در دانشگاه تهران و نیز مجموعۀ آموزش عالی کشور در رشته‌های هنر، معماری و شهرسازی دارد. یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین دانشکده های دانشگاه تهران می باشد، که خود دانشگاه مادر در کشور است. مجموعۀ رشته های آن که در آغاز تأسیس سه رشته را شامل می شد، اینک به بیش از ۳۸ رشته و در تمام مقاطع کارشناسی، کارشناسی‌ ارشد و دکتری رسیده است.

رشتۀ مجسمه‌سازی پس از انتقال هنرکده به دانشگاه، به دلیل کناره‌گیری آقای صدیقی تا زمان تصدی مهندس سیحون به ریاست دانشکده تعطیل شد. در زمان مهندس سیحون گروه‌ های جدید آموزشی شهرسازی، هنرهای نمایشی و موسیقی به دانشکده اضافه شد. در زمان دکتر مهدی کوثر، گروه هنرهای تجسمی خود به پنج رشته نقاشی، مجسمه‌سازی، گرافیک، عکاسی و طراحی صنعتی تقسیم شد.

سیر تغییر و تحولات این مجموعه را می توان در پنج دوره دسته بندی نمود:

دورۀ اول: این دوره، از ابتدای تأسیس دانشکده تا پایان ریاست محسن فروغی است که از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۴۱ را شامل می شود. در این دوره قسمتی از ساختمان فعلی (آتلیه ها) به پایان می رسد و محل دانشکده به ساختمان اصلی منتقل می شود .

دورۀ دوم: دوران شش سالۀ تصدی و ریاست هوشنگ سیحون است که از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۷ ادامه می یابد و شاهد تغییرات کمی و کیفی و احداث و راه اندازی رشته های جدید شهرسازی، هنرهای نمایشی و موسیقی است. در این دوره، ساختمان مرکزی دانشکده،، شامل سالن آمفی تاتر، کلاس ها و اطاق ها و سالن مجسمه سازی آماده می شود. کمی بعد ساختمان کتابخانه و سالن ها و اطاق های طبقه زیرین سالن نمایشگاه و قضاوت به اتمام می رسد و در سال ۱۳۴۶ ساختمان فعلی قسمت هنرهای تجسمی که ابتدا به طور مشترک در اختیار گروه های موسیقی(طبقه اول و دوم) و هنرهای تجسمی (باقی طبقات) بود پایان می یابد و کمی بعد طبقه دوم کتابخانه ساخته و گروه تئاتر در آنجا مستقر می شود .

دوره سوم: این دوره از استعفای هوشنگ سیحون تا آغاز انقلاب اسلامی را دربر می گیرد. در این سال ها ورود تعداد زیادی از معلمین جوان به دانشگاه و تغییرات در سیستم آموزشی دانشگاه و همچنین دانشکدۀ هنرهای زیبا، راه را برای ورود کادر علمی و مدیریتی جوان باز می کند. از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ محمد امین میر فندرسکی ریاست دانشکده را بر عهده دارد. در این دوره، طبقه سوم ساختمان کتابخانه احداث می شود و گروه تئاتر فضای بیشتری برای فعالیت می یابد و گروه موسیقی نیز در یکی از اتاق های آن فعالیت خود را از نو شروع می کند.

دوره چهارم: پس از انقلاب اسلامی یعنی از سال ۱۳۵۸ تا امروز، دانشکده تغییرات و دگرگونی های بسیاری را شاهد بوده که عملاً بازتاب شرایط انقلاب اسلامی است. در این دوران دانشکدۀ هنرهای زیبا فعالیت خود را در پنج گروه آموزشی ادامه می دهد و درادامه روند توسعه آموزشی – پژوهشی، برنامه های دورۀ دکترا در رشتۀ معماری و شهرسازی و نیز کارشناسی ارشد و دکتری پژوهش هنر تدوین می شوند. در سال ۱۳۷۰ کارشناسی ارشد ناپیوسته رشته طراحی صنعتی، پژوهش هنر و تصویر سازی آغاز و رشته موسیقی و مجسمه سازی نیز نوگشایی می شوند.

دورۀ پنجم: از سال ۱۳۸۴، دانشکده، تبدیل به پردیس هنرهای زیبا می شود که مرکب از چهار دانشکده (دانشکده شهرسازی، دانشکده معماری، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی) و یک گروه مستقل آموزشی مطالعات عالی هنر و یک پژوهشکده فرهنگ و هنر است .

مطالعه و مرور روند شکل گیری دانشکدۀ هنرهای زیبا، مبین این واقعیت است که این دانشکده، محصول و برآیند تلاش های دیرینه استادان هنرهای مختلف و صنایع مستظرفه در عصر مشروطه به بعد بوده است. اگرچه در قیاس با دانشکده های اولیۀ دانشگاه تهران اندکی دیرتر متولد شد اما تاریخ تحول آن، هم در دوره نخست و هم درمراحل بعد، منشأ همبستگی، هم اندیشی و پیوستگی علمی رشته هنرهای زیبا در کشور شد. اما گذشته از نقش تاریخی و راهبردی دانشکده هنرهای زیبا در عرصه هنر و رشته های هنری درایران، به نظر می رسد عامل مهم دیگری که نقش اساسی در ماندگاری و تأثیرگذاری این دانشکده داشته است، ساختار فضاهای معماری و رفتار کاربران دراین فضاها است. موضوعی که نقشی انکارناپذیر در تبیین هویت و شخصیت آن به عنوان چیزی فراتر از یک فضای آموزشی صرف داشته و دارد. در بهترین دانشکده های هنری جهان، همپای استادان و امکانات، فضاهای معماری و رفتار اساتید و دانشجویان در این فضاها، مؤثر و آموزنده هستند و دانشکده هنرهای زیبا دارای این فضاهاست و به دلیل دارا بودن این فضاها، اعتباری مضاعف دارد .

فهرست